X
تبلیغات
حقوق قضايي - موارد فسخ نكاح

حقوق قضايي

موارد فسخ نكاح

 
 
                                                           موارد فسخ نکاح
 
 
1- بچه دار نشدن مرد
 
سوال : زن و مردى پس از چند سال ازدواج بچّه دار نشدند، دكتر تشخيص داده است كه عيب از جانب مرد بوده است و اكنون زن مى گويد شوهرش فاقد بيضه است و بچّه دار نشدن آنها بدين جهت است، در اين صورت آيا زن مى تواند عقد را فسخ كند؟
 پاسخ : در صورتى كه آگاهى بر اين امر نداشته، مى تواند فسخ كند مگر اين كه بعد از آگاهى راضى شده و با او زندگى كرده باشد.
 
2- بیماری ایدز
 
 سوال : آيا بيمارى ايدز را در هر يك از زن و مرد، از عيوبى كه بتوان عقد نكاح را بدون طلاق فسخ كرد مى دانيد؟
 
 پاسخ : اگر به گواهى اهل اطّلاع اين بيمارى در مرحله اى باشد كه موجب سرايت و خطر گردد و شوهر حاضر به طلاق دادن زن نباشد، زن مى تواند طلاق خود را به وسيله حاكم شرع بگيرد و مرد نيز در اين گونه موارد مى تواند زن را طلاق بدهد.
 
3- جنون
 
 سوال : شوهرم پزشك محترم و مطّلعى بوده كه بعد از چند سال زندگانى مشترك زناشويى متأسّفانه مبتلا به جنون شد. من اختلال حواس او را به دادگاه اعلام و پزشك قانونى هم مراتب را تأييد كرده است، در صورتى كه حاكم شرع حجر را ثابت و او را محجورٌعليه بداند،آيا با صرف صدور حكم حجر، عقد نكاح فسخ مى شود؟ يا جهت وقوع فسخ ازدواج باز بايد به محكمه مراجعه شود؟
 
 پاسخ : زن مى تواند صيغه فسخ را جارى كند و احتياط آن است كه آن را به اطّلاع حاكم شرع برساند.
 
4- آگاهی از بیماری صرع بعد از عقد و ازدواج
 
 سوال : دخترى را به ازدواج دائمى پسرم در آورده ام و عروسى هم نموده اند، حال معلوم شده كه دختر مدّتهاست به بيمارى صرع مبتلاست، خود دختر و دكترش هم تصديق نموده اند ولى پدر و مادرش اين مطلب را نگفته و پنهان نموده اند، حتّى دختر مى گويد: مى خواستم بگويم، ولى پدر و مادرم مانع شدند، تكليف عقد و مهريه چيست؟
 
 پاسخ : بيمارى صرع موجب خيار فسخ در عقد نكاح نيست و اگر بخواهد دختر را طلاق دهد،چنانچه عروسى نموده بايد تمام مهر را بپردازد.
 
5- فسخ نکاح در صورت عدم بکارت
 
 سوال : آيا نبودن بكارت در دختر، باعث جواز فسخ عقد مى شود؟ و معناى فسخ چيست؟
 
 پاسخ : در صورتى كه شرط بكارت كرده باشد حقّ فسخ دارد و معمولا در محيطهاى ما، شرط بكارت به عنوان يك شرط ضمنى و از پيش توافق شده مى باشد و معناى فسخ اين است كه بگويد من عقد را فسخ كردم يا به هم زدم و به هر زبانى باشد كافى است.
 
6- عجز مرد از نزدیکی
 
 سوال : اگر مردى قبل از ازدواج از نزديكى عاجز باشد و زن بعد از مراسم عروسى بفهمد و فوراً عقد و نكاح را به هم نزند و از شوهر جدا نشود، آيا در اين صورت زن مى تواند بدون طلاق شوهر كند؟
 
 پاسخ : در اين موارد، زن بايد به حاكم شرع مراجعه كند و حاكم يك سال به مرد مهلت مى دهد اگر درمان شد ازدواج باقى است، در غير اين صورت زن مى تواند نكاح را فسخ كند و احتياج به طلاق نيست و به فرض كه مرد بعد از آن هم خوب شود قابل بازگشت نيست مگر به صورت ازدواج جديد.
 
7- عدم سلامت جسمی و روانی همسر
 
 سوال : اگر تدليس كننده خود زن باشد و شوهر پس از آگاهى از وجود عيب، نكاح را فسخ كند، موردى كه داراى بيمارى روانى، سرگيجه، استفراغ، تشنج، پرخاشگرى و حالتهاى غير عادى كه ناشى از بيمارى روانى غير قابل علاج باشد و پزشكان متخصص و شهود عينى تصديق كرده اند آيا اين فسخ صحيح است؟
 
 پاسخ : هرگاه زوجه و كسان او طورى وانمود كنند كه زن سالم است و در واقع سلامت زن به صورت شرط در ضمن عقد در آيد و بعداً كشف خلاف شود شوهر مى تواند عقد را فسخ كند و اگر دخول نكرده، مهرى براى زن نيست و اگر قبل از آگاهى بر عيب دخول كرده است تمام مهر بر او لازم است و مى تواند آن را از تدليس كننده بگيرد و اگر تدليس كننده زن باشد مهر او ساقط است.
 
8- آگاهی از اعتیاد شوهر
 
 سوال : اگر زن بعد از عقد بفهمد همسرش معتاد است آيا مى تواند عقد را فسخ كند، تكليف مهريه چه خواهد شد؟
 
 پاسخ : اگر زن در موقع عقد شرط كند كه هرگاه شوهر مثلا مسافرت نمايد يا معتاد به موادّ مخدر گردد يا خرجى او را ندهد اختيار طلاق با او باشد اين شرط باطل است ولى هرگاه شرط كند كه او از طرف شوهرش وكيل باشد كه هرگاه اين كارها را انجام دهد خود را مطلّقه كند اين وكالت صحيح است و در چنين صورتى حق دارد خود را طلاق دهد.
 
9- آگاهی به عدم توانایی بارداری همسر پس از دخول
 
 سوال : پسری با دختری ازدواج می کند.در شب زفاف (یعنی بعد از دخول) پسر متوجه می شود که همسرش رحم ندارد.یعنی این دختر تا آخر عمر نه می تواند حامله شود نه تا بحال خون قاعدگی دیده است.پسر هم از طریق دادگاه اقدام کرده و دادگاه گفته باید تمام مهریه را بپردازد.در حالی که دختر و پدرش فقط به قصد اخاذی از پسر این حقه را زده اند و همچنین دختر خودش از این ماجرا آگاه بود کاملا.حال می خواستم بدانم پسر باید باز هم تمام مهریه را بدهد؟
 
 پاسخ : در فرض سؤال که عرفا مصداق تدلیس محسوب می شود حق فسخ دارد و چنانچه بلافاصله بعد از اطلاع فسخ کند دختر حق مهریه ندارد.
 
10- مردی که به علت زود انزالی امکان مجامعت ندارد
 
 سوال : مردي مبتلا به زود انزالي است و عملا امكان مجامعت ندارد، در حالي كه مني از وي خارج مي‌شود اما نمي‌تواند مقاربت نمايد. آيا اگر پس از عقد شرعي حتي يكبار مقاربت نكرده باشد اين امر عنن تلقي مي‌شود و يا سبب فسخ نكاح مي‌باشد؟
 
 پاسخ : این امر عنن محسوب نمی شود ولی اگر منجر به عسر و حرج شدید زوجه شود حاکم شرع می تواند او را طلاق دهد (این گونه بیماری ها معمولا درمان دارد)
 
11- کسی که در مواقع خاص قادر به نزدیکی است
 
 سوال : اگر فردى در بعضى مواقع، به علّت وضعيّت خاصّ جسمانى اش، قادر بر نزديكى نباشد، ولى در بعضى مواقع، كه كليّه شرايط فردى و محيطى مهيّا باشد، و طرف مقابل نيز همكارى لازم را بنمايد، موفّق به اين عمل شود، آيا اين مشكل عنن محسوب شده، و موجب فسخ نكاح مى شود؟
 
 پاسخ : در صورتى كه فراهم شدن اين شرايط ميسّر باشد، عنن محسوب نمى شود.
 
12- کسی که با کمک دارو قادر به نزدیکی است
 
 سوال : اگر فردى از لحاظ جنسى در حالت عادى موفّق به عمل نزديكى نباشد، ولى با استفاده از داروهاى موجود، كه توسّط پزشكان مورد تأييد و تجويز است، قادر به اين كار باشد. آيا بيمارى مذكور عنن محسوب، و موجب فسخ نكاح مى شود؟
 
 پاسخ : بيمارى مزبور عنن محسوب نمى شود.
 
13- آگاهی به جنون همسر بعد از ازدواج
 
 سوال : دختر خانمى ازدواج نموده، و پس از آن طبق نظر متخصّصان و اقرار خانواده و خود دختر، معلوم شده كه قبل از ازدواج داراى مرتبه اى از جنون بوده، و اكنون ادامه زندگى با ايشان غير ممكن است. آيا شوهر حقّ فسخ دارد؟ و در صورت فسخ، آيا زوجه مستحقّ مهر المثل است، يا مهر المسمّى؟
 
 پاسخ : شوهر حقّ فسخ دارد; ولى اگر دخول واقع شده بايد مهر المسمّى را بپردازد.
 
14- آگاهی به سابقه بیماری روانی همسر بعد از ازدواج
 
 سوال : زنى به صورت مزمن مبتلا به جنون دائم يا ادوارى بوده، و سوابق جنون و بسترى شدن در بيمارستان روانى را از شوهر مخفى نگاه داشته، و حتّى پس از طرح دعوا از طرف مرد، نيز موضوع را انكار نموده است. مرد پس از ازدواج و دخول و گذشت چند سال، از نوع بيمارى و سوابق بسترى شدن قبلى زوجه در بيمارستان آگاهى نسبى يافته، و بلافاصله پس از اطّلاع، ضمن مشورت با حقوقدانها، اقدام به فسخ نكاح مى نمايد. حال اگر بيمارى فوق توسّط كميسيون پزشكى قانونى به صورت زير تأييد گردد: «زوجه داراى سابقه اختلال روانى و واجد علائم جنون حدّاقلّ از سال 1367 (شش سال قبل از ازدواج) بوده، و در حال حاضر نيز دچار عوارض مزمن بيمارى است.» در فرض مسأله آيا مرد حقّ فسخ دارد، و به زن مهريّه اى تعلّق مى گيرد؟
 
 پاسخ : سابقه بيمارى روانى به تنهايى براى فسخ كافى نيست. و با توجّه به اين كه چند سال با او زندگى كرده، و آثار محسوسى در اين مدّت نبوده، نشان مى دهد كه بهبودى نسبى يافته است. و وجود عوارض غير محسوس، يا ضعيف گذشته، به تنهايى براى فسخ نكاح كافى نيست.
 
15- ادعای عدم بکارت زوجه از طرف زوج
 
 سوال : پسرم از دخترى با تأكيد بر باكره بودن وى خواستگارى كرده، و صيغه عقد شرعى و دائمى زوجيّت با شرط باكره بودن زوجه جارى گرديده است. پس از گذشت ده ماه از اجراى صيغه دائمى عقد، و قبل از برگزارى مراسم ازدواج، زوجه اعلام مى دارد كه پرده بكارت وى ازاله گرديده، (و اين امر قطعى و اثبات شده است.) ولى خود زوج اقدام به ازاله بكارت كرده، امّا زوج با اتيان سوگند شرعى منكر ادّعاى زوجه مى باشد. لطفاً در اين مورد به سؤالات زير پاسخ فرماييد:

1ـ آيا پسرم، حقّ فسخ نكاح را دارد؟
2ـ آيا زوج بايد اثبات كند كه اقدامى نكرده است؟
3ـ در صورت فسخ نكاح، آيا زوجه حقّ دريافت مهر المسمّى، يا مهر المثل دارد؟
 
 پاسخ :
1- در صورتى كه زوج و زوجه قبل از عروسى با هم رفت و آمد داشته و خلوت مى كرده اند، ادّعاى پسر پذيرفته نيست.

2- آرى تا ثابت نكند، در فرضى كه در بالا گفتيم، ادّعاى او پذيرفته نيست.

3- در فرض بالا زوج حقّ فسخ ندارد.
 
16- عدم لزوم تصریح به عدم بکارت در خواستگاری
 
 سوال : يك سال پيش با دخترى آشنا شدم، كه توسّط فرد ديگرى به طور نامشروع بكارت خود را از دست داده بود. با پرسش از دفتر بعضى مراجع، و رؤيت استفتائات ايشان، مبنى بر اين كه اين جانب مى توانم بدون اذن پدر، دختر را به صيغه موقّت خود در آورم، با ايشان ازدواج موقّت كردم. حال پس از گذشت يك سال، خواستگارى براى او آمده است. آيا اين خانم، كه به عنوان دختر باكره مى خواهد با آن مرد ازدواج كند، لازم است بگويد باكره نيست؟
 
 پاسخ : بر دختر لازم نيست وضع خود را به شوهر بگويد; امّا اگر بعداً بر شوهر ثابت شد كه دختر باكره نيست، حقّ فسخ نكاح را دارد.
 
17- تدلیس و. پنهان نمودن عیوب در ازدواج
 
 سوال : خواهشمند است نظر خود را راجع به تدليس ازدواج به طور مشروح بيان فرماييد. آيا پنهان نمودن نقص، مانند كچلى كلّى، يا موضعى، كم پشت، يا خالى بودن قسمتى از موهاى سر، در زن موجب حقّ فسخ براى مرد مى شود؟
 
 پاسخ : هرگاه در موقع خواستگارى معايب خود را عمداً بپوشاند، و خود را غير از آنچه هست نشان دهد، مصداق تدليس است، و شوهر پس از اطّلاع حقّ فسخ دارد.
 
18- بیماری ایدز همسر
 
 سوال : با توجّه به اين كه يكى از راههاى سرايت بيمارى ايدز تماس جنسى است، لطفاً به سؤوالات زير پاسخ دهيد:

1ـ همبستر شدن با همسر مبتلا به ايدز چه حكمى دارد؟

2ـ آيا ازدواج با كسى كه ايدز دارد جايز است؟

3ـ آيا بيمارى ايدز مبطل عقد است، يا مجوّزى براى طلاق مى باشد؟
 
 جواب 1 تا 3:ازدواج با مبتلايان به ايدز باطل نيست; ولى چنانچه اطّلاع نداشته قابل فسخ است. امّا احتياط آن است كه زن با اجازه حاكم شرع خود را مطلّقه كند. و در هر صورت، اگر نزديكى كردن خطر ابتلا به ايدز داشته باشد جايز نيست.
 
19- غیر طبیعی بودن اعضای بدن همسر
 
 سوال : جوانى دختر باكره اى را، مشروط بر صحّت كامل طرفين، به عقد ازدواج دائمى خود در آورده است. در اوّلين فرصت بعد از ازدواج، كه زوجين با هم تنها شده اند، زوجه متوجّه مى شود كه ناحيه ى فوقانى بدن شوهر دچار ناراحتى مادرزادى، قيفى شكل، ناموزون و غير طبيعى است. بدين جهت مواقعه اى صورت نگرفت. در اين صورت:

1ـ آيا زوجه اختيار فسخ نكاح را دارد؟

2ـ در فرض جواز فسخ نكاح، و با توجّه به اين كه زوجه مدخول بها نيست، آيا مى تواند نصف مهريّه و ديگر خسارات، از قبيل هزينه ميهمانى و مانند آن، را از زوج مطالبه كند؟
 
 پاسخ : اين عيب از عيوب فسخ نكاح نيست; مگر اين كه قبلا شرط صحّت كامل كرده باشند. در اين صورت زن حقّ فسخ از باب خيار تدليس دارد، ولى در فرض مسأله كه مواقعه صورت نگرفته مهر به او تعلّق نمى گيرد. امّا اگر خساراتى متحمّل شده، مى تواند آن را از زوج بگيرد.
 
20- خنثی بودن یکی از زوجین
 
 سوال : چنانچه پزشكى قانونى بر اساس وضعيّت كروموزمى شخص، خنثى را خنثاى مذكّر يا مؤنّث معرّفى كند، آيا براى طرفى كه با او ازدواج نموده، جزء عيوب محسوب، و حقّ فسخ دارد؟
 
 پاسخ : اگر در ظاهر علامت خلافى نمايان نيست، موجب فسخ نمى شود.
 
21- ازدواج خنثی مشکل
 
 سوال : چنانچه پس از عقد و نزديكى مشخّص گردد كه يكى از طرفين خنثاى مشكل است، عقد چه حكمى دارد؟ آيا بهتر است طلاق داده شود، يا اين كه از اوّل باطل بوده، يا طرف حقّ فسخ دارد؟
 
 پاسخ : اگر يكى از آن دو، يا هر دو خنثاى مشكل باشند، نكاح باطل است.
 
22- درمان عیب موجب فسخ نکاح
 
 سوال : اگر يكى از مجوّزات فسخ نكاح قبل از عقد وجود داشته، لكن با عمليّات پزشكى درمان شده، و عيب مزبور رفع گرديده باشد، آيا حقّ فسخ نكاح براى طرف ديگر پابرجا مى باشد؟
 
 پاسخ : حقّ فسخ ندارد.
 
23- شمول عیوب فسخ نکاح به ازدواج موقت
 
 سوال : آيا عيوبى كه موجب فسخ عقد ازدواج دائم است، شامل عقد موقّت نيز مى شود؟
 
 پاسخ : ظاهراً شامل عقد موقّت هم مى شود.
 
24- بیماری هایی که مخل روابط زناشویی است
 
 سوال : با توجّه به اين كه كشور ما، در حال حاضر، در مرحله حذف بيمارى جذام است، آيا مى توان جايگزينهاى ديگرى، مثل بيمارى ايدز، يا ساير بيماريهاى پوستى كه مخلّ روابط زناشويى است، براى آن در نظر گرفت؟
 
 پاسخ : در صورتى كه واقعاً مخلّ رابطه زناشويى باشد، حقّ فسخ ثابت است.
 
25- فسخ نکاح به خاطر دروغ گفتن شوهر در مورد دارائی های خود
 
 سوال : اگر زنی موقع ازدواج از شوهرش در مورد سربازی، شناسنامه، خانه سوال کند، با اینکه بطور جداگانه در عقد شرط نکرده باشد، در حالی که مرد هیچگونه از این موارد را دارا نبوده بلکه به دروغ بیان کرده، آیا در اینصورت زن حق فسخ عقد را دارد؟ حتی مرد نقصی هم در جمجمه سرش داشته (مثلا قسمتی از استخوان سر را ندارد، فقط پوست هست) ولی این نقص را هم نگفته است.
 
 پاسخ : در مورد نقص سر، جزء عیوبی نیست که زن حق فسخ داشته باشد، ولی در مورد شناسنامه و وضعیت سربازی و امثال آن اگر زوج تدلیس کرده، حق فسخ دارد.
 
26- ترمیم پرده بکارت توسط پزشک
 
 سوال : بعضى از زنان با مراجعه به پزشك در خواست دوختن يا ايجاد پرده بكارت به صورت جرّاحى ترميمى دارند. اين عمل از ديدگاه پزشكى يك اقدام طبّى همانند ساير موارد، نظير اصلاح عيوب ظاهرى بينى، صورت، شكم، و اندامها است، و از ديدگاه بيماران همانند كسانى كه داراى يك اشكال در صورت، دست و ساير قسمتهاى بدن مى باشند، و از معالجه آن منتفع مى گردند، مى تواند براى فرد متقاضى منافع اجتماعى داشته باشد. اشتغال به عمل فوق، از نظر شرع مقدّس چگونه است؟
 
 پاسخ : در صورتى كه اشخاص مزبور واقعاً ضرورتى براى اين كار احساس كنند، و قصد تدليس نداشته باشند، جرّاحى فوق شرعاً اشكالى ندارد.
 
27- موارد جواز فسخ عقد نکاح توسط زوج
 
 سوال : زوج در چه مواردى حقّ فسخ عقد نكاح را دارد؟
 
 پاسخ : هرگاه مرد بعد از عقد بفهمد كه همسرش يكى از هفت عيب زير را دارد مى تواند عقد را فسخ كند:
1. ديوانگى
 2. بيمارى خوره
 3. بيمارى برص
4. كور بودن
 5. شَل بودن، به طورى كه آشكار باشد
6. افضا شدن (يعنى راه بول و حيض او، يا راه حيض و غائطش يكى شده باشد، و به طور كلّى پارگى طورى باشد كه قابل استفاده براى آميزش جنسى نباشد)
 7. گوشت يا استخوان يا غدّه اى در او باشد كه مانع نزديكى شود. و چنانچه مرد به سبب يكى از اين عيوب عقد را به هم بزند نياز به طلاق نيست، همان فسخ كافى است.
 
28- موارد جواز فسخ عقد نکاح توسط زوجه
 
 سوال : زوجه در چه مواردى حق فسخ ازدواج را دارد؟
 
 پاسخ : زن در چند صورت مى تواند عقد را به هم زند:
1. ديوانه بودن شوهر
 2. نداشتن آلت مردى
 3. ناتوانى از نزديكى جنسى
 4. در صورتى كه بيضه هاى او را كشيده باشند. و چنانچه زن به خاطر يكى از عيوب بالا عقد را بر هم زند نيازى به طلاق نيست، و همان فسخ كافى است.
 
29- حق فسخ زوجه در صورت عدم تحقق تمام شروط ضمن عقد
 
 سوال : اگر حال شوهر پس از عقد بر خلاف آنچه ادعا كرده بود و عقد بر مبناى آن حال و شرايط اجرا گرديده بود ظاهر گردد، آيا باز هم طلاق و فسخ به دست شوهر است؟ اگر زن مهريّه را گرفته و بخواهد عقد را قبل از دخول فسخ كند حكم مهريّه چيست؟
 
 پاسخ : اگر زن شرايطى را بر مرد شرط كرده باشد و مرد از آن شرايط تخلّف كند، يا در بعضى صفات زن را فريفته باشد و خلاف آن ثابت شود، زن حق فسخ عقد را دارد. و اگر قبل از دخول فسخ كند مستحق مهريّه نيست.
 
30- حق فسخ در صورت درمان عیوب موجب فسخ
 
 سوال : مواردى كه قبلاً بيان مى شد كه مرد مى تواند عقد را به هم زند، مانند بيمارى برص (ويتيليگو)، نقص مادر زادى، افضا، موانع مقاربت (مانع استخوانى يا پرده پوستى و مانند آن) همگى امروزه با درمان قابل رفع مى باشد.حال چنانچه مردى پس از ازدواج متوجّه موارد مذكور گردد، آيا باز هم اختيار بر هم زدن عقد را دارد؟
 
 پاسخ : چنانچه به سهولت قابل معالجه بوده باشد، و زن با هزينه خود اقدام به درمان نمايد، خيار فسخ جارى نيست.
 
 
۳۱- درمان عیوب موجب فسخ نکاح قبل از عقد
 
 سوال : اگر يكى از مجوّزات فسخ نكاح قبل از عقد وجود داشته، لكن با عمليّات پزشكى درمان شده، و عيب مزبور رفع گرديده باشد، آيا حقّ فسخ نكاح براى طرف ديگر پابرجاست؟
 
 پاسخ : حقّ فسخ ندارد.
 
۳۲- درمان عیوب موجب فسخ نکاح قبل از عقد
 
 سوال : اگر يكى از مجوّزات فسخ نكاح قبل از عقد وجود داشته، لكن با عمليّات پزشكى درمان شده، و عيب مزبور رفع گرديده باشد، آيا حقّ فسخ نكاح براى طرف ديگر پابرجاست؟
 
 پاسخ : حقّ فسخ ندارد.
 
۳۳- بیماری های روحی و عصبی زوج
 
 سوال : زوجه در دوران عقد متوجّه بيمارى روحى و عصبى صعب العلاجى در همسرش مى گردد، به گونه اى كه عوارض بيمارى زندگى را براى وى مخاطره آميز ساخته است. نظر به ترس و نگرانى زوجه از زندگى مشترك، و ضرورت درمان طولانى چند ساله، و نبودن عزم جدّى بر معالجه از سوى زوج و خانواده اش، آيا زوجه مى تواند نكاح را فسخ نموده، يا درخواست طلاق كند؟
 
 پاسخ : در صورتى كه قبلاً زوج و كسان او اظهار داشته اند كه از سلامت كامل برخوردار است زوجه مى تواند به عنوان تدليس، نكاح را فسخ كند. در غير اين صورت، هرگاه ثابت شود زندگى با آن مرد مستلزم عسر و حرج شديد است حق دارد از حاكم شرع تقاضاى طلاق كند.
 
 
۳۴- جنون از دیدگاه شرع
 
 سوال : مي خواستم بدانم جنوني كه باعث مي شود نكاح فسخ شود از ديدگاه شما چيست؟ (منظورم علائم آن بيماری و شرح حال مجنون می باشد)
 
 پاسخ : جنون امری عرفی است و در بعضی از روایات آمده کسی که اوقات نماز را تشخیص ندهد مثلا نداند وقت نماز ظهر رسیده یا مغرب و عشاء حکم مجنون را دارد. (البته این یک مثال است)
 
 
تقدیم به دوستی که در خصوص موارد فسخ نکاح از طرف زوج و زوجه سوال پرسیده بودند
 
                                                    با تشکر - نصیری
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389ساعت 9:57 قبل از ظهر  توسط  شهروز نصیری   |